ايرج افشار

323

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

شده و راه اتصال و ارتباط آنها به يكديگر است و امروز جادهء شيراز هم محسوب مىشود . اين پا را اللهوردى خان سپهسالار اردوى شاه عباس و عامل عمدهء اصلاح قشون آن پادشاه به فرمان او بنا كرده و به همين جهت هم به پل اللهوردى خان معروف گرديده است . پل جلفا تمام از سنگ و آجر ساخته شده و تمام سطح آن به يك ميزان و در حكم خيابان مسطحى است به طول سيصد و پنجاه و به عرض سى قدم ، داراى سى و سه چشمه كه روى هركدام در دو طرف پل به طرف رودخانه طاقنمايى دارد . در دو طرف پل هم ساختمان دالان‌مانندى است به عرض هشت نه قدم و به طول تمام امتداد پل كه سقف دارد و از داخل هر طاقنمايى مىتوان به بالاى سقف آن رفت . بعلاوه تمام اين طاقنماها هم به يكديگر مربوطند و بطورى كه از زير اين سقف هم مىتوان عبور كرد و به وسيلهء روزنه‌ها كه به طرف رودخانه دارد منظرهء آن را تماشا نمود . پس ديده مىشود كه غير از راه معمولى وسط پل در هر طرف آن دو راه ديگر هم براى رفت‌وآمد پياده و اهل تفرّج هست ، يكى از داخل بناى دالان مانند طرفين و يكى هم از روى سقف آن . هريك از طاقهاى بالاى چشمه‌ها به وسيلهء پلكانى به داخل پل راه دارد بطورى كه از دو طرف [ 50 ] هر چشمه مىتوان به داخل رودخانه راه يافت و در مواقع كم‌آبى از آن منافذ مىتوان زير پل رفت ، يا از زير پل به داخل و بالاى آن صعود كرد . سابقا چنان‌كه هنوز هم تا حدّى معمول است اهالى اصفهان براى تفرّج و هواخورى به بالاى طاقهاى جنبين يا داخل منافذ زير پل مىرفتند و در ايامى كه لوطىبازى رواجى داشته زير پل رفتن به اصطلاح خود اهالى اصفهان كارى خطرناك بوده و براى جوانان كارى شايسته و رفتارى نجيبانه به شمار نمىرفته و يكى از شعراى همان عصر اصفهان به شكل نصيحت به معشوق خود خطاب مىكند : با كسى باده در اياغ مكن * مرو و سير چارباغ مكن ور روى زير پل سراغ مكن * جگر ما چو لاله داغ مكن با كس آنجا مرو مگو سهل است * رفتن چون تويى در آن جهل است